حضرت امام علی ع :
شكست، عدم موفقيت نيست؛ شكست يعني تأخير در پيروزي.
بزرگ فكر كن، كوچك عمل كن، همين حالا شروع كن .
بخاطر بسپار!اگر نداني به كجا ميروي ، مطمئن باش ، به هيچ جايي نخواهي رسيد.
اسباب رياست تحمل است و بلند نظري.
انسان به گفتارش سنجيده و به رفتارش ارزيابي مي شود .
به هنگام خشم، نه تنبيه، نه تصميم، نه دستور.
دور انديشي سرمايه است، سستي و كاهلي از دست دادن فرصت.
شخصی در حال مرگ بود و قبل از مرگش او وصیت کرد: من 17 شتر و 3 فرزند دارم.
شتران مرا طوری تقسیم کنید که بزرگترین فرزندم نصف انها را و فرزند دومم یک سوم انها را و فرزند کوچکم یک نهم مجموع شتران را به ارث ببرند.
وقتی که بستگانش بعد از مرگ او این وصیت نامه را مطالعه کردند متحیر شدند و به یکدیگر گفتند ما چطور می توانیم این 17 شتر را به این ترتیب تقسیم کنیم؟
و بعد از فکر کردن زیاد به این نتیجه رسیدند که تنها یک مرد در عربستان می تواند به انها کمک کند.
بنابراین انها به نزد امام علی رفتند تا مشکل خود را مطرح کنند.
حضرت فرمود: رضایت میدهید که من شترم را به شتران شما اضافه کنم آنگاه تقسیم بنمایم؟ گفتند: چگونه رضایت نمی دهیم.هر کسی دوست دارد یک شتر اضافی تر داشته باشد .
پس شتر خویش را به شتران اضافه نمود و به فرزند بزرگ که سهمش نصف شتران بود، نه شتر داد (9=2÷18) . به فرزند دوم که سهمش ثلث شتران بود، شش شتر داد (6=3÷18) و به فرزند سوم که سهم او یک نهم بود، دو شتر داد (2=9÷18) .
و در اخر یک شتر باقی ماند که همان شتر حضرت بود.(17=9+6+2) .
حاکم مردمی همیشه با مردم است و حاضر نیست بین خود و مردم حاجب و مانع ایجاد کند.
امام علی علیه السلام در بخشی از فرمان خود، ضمن بیان مفاسد جدایی حاکم از مردم، ثمره نتایج حیاتی مردمی بودن را نیز چنین مطرح می فرمایند:
اما بعد، مبادا پرده نشینی و رونشان ندادنت به رعیت، طولانی شود، چرا که غیبت زمامداران از مردم، نوعی تنگنا (برای خود یا برای مردم) و آگاه نبودن به امور است. از این ها گذشته در حجاب بودن، رعیت را از آن چه دور از آنان می گذرد بی خبر می دارد و این سبب می شود که در نظرشان بزرگ، کوچک و کوچک، بزرگ و نیکو، زشت و زشت، نیکو آید و حق با باطل مخلوط گردد. والی هم بشر است و به کارهایی که مردم از او پنهان می دارند، نمی تواند پی ببرد و حق هم نشانه های خاصی ندارد که بشود با آن ها راست را از دروغ بازشناخت.
تو به هر حال یکی از دو نفر هستی، یا فردی هستی بخشنده در راه حق، در این صورت چرا از حق واجبی که می بخشی و کار نیکویی که انجام می دهی، خود را پنهان می داری؟ و یا فردی هستی بخیل (که از تو خیری به مردم نمی رسد) و به زودی مردم از تو ناامید شوند و دیگر از پیشگاهت درخواستی نکنند. وانگهی، بیشتر نیازهای مردم به تو، از چیزهایی است که برآوردنش هزینه ای ندارد. نیازشان یا شکایت از ستمی است که به ایشان رسیده است و یا خواهان عدالت و انصاف تو در معامله یا کاری هستند.
از آن جا که فرمان خدا بر آن است که امانت ها را به اهلش واگذار کنیم و هر گاه بین مردم حکم می کنیم به عدالت حکم کنیم و به گفته ی امیرالمؤمنین در نامه ی پنجم نهج البلاغه مسئولیت های حکومتی، امانت الهی است که برگردن انسان ها قرار می گیرد، سیره ی پیامبر این بود که هر مسئولیتی را به اهلش بسپارد.
در رهبری و مدیریت اولین نیاز سعه صدر است که است که خداوند به پیامبرش آن را عطا فرمود:
"الم نشرح لک صدرک"
بدون سعه صدر انسان گرفتار هیجاناتی می شود که نمی تواند دین خود را حفظ کند و کسی که حاکم بر خود نباشد نباید حاکم بر دیگران باشد. حتی در میان فقها کسانی که توان حفظ خود را دارند و مخالفت هوای نفس خود هستند حق مرجعیت دارند.
پیامبر اکرم (ص) اباذر را خیلی دوست داشت ولی به او فرمود: من تو را ضعیف می دانم تو حتی بر دو نفر حق حکومت نداری!!!
و در ادامه ......
نوع هشدار دادن پیامبر (به عنوان مدیر و رهبر) به امت
صفات اخلاقی پیامبر (مدیر و رهبر جامعه ی اسلامی) از دیدگاه قرآن